شدادیان ، احتمالا تیرهای از روادیان آذربایجان باشند این شاخه از روادیان که به نام شدادیان معروف شدند، ظاهرا" پیش از روی کار آمدن ابوالهیجاء روادی، در نواحی مجاور بخش شرقی ارمنستان به سر میبردند. این طایفه از اشراف کرد ولایت اَران به شمار میرفتند، چنان که ذکر برخی از آنها چون: لشکری، فضلون و ابوالاسوار شاوور، در اشعار و کتب عصر همچنان باقی است ، آنها در اذهان آن عصر، از جمله دلاوران و قهرمانان مسلمان به شمار میآمدند که بخصوص در مبارزه با کفار روم، طوایف گرجی و ارمنی قدرت و استقامت دنیای اسلام را نشان میدادند.
از گذشته احوال آنها، آن گونه که از روایات ارمنی و اقوال مورخان عرب بر میآید چنان به نظر میرسد که محمد بن شداد، از سرکردگان عشایر هذیانی و از اکراد روادی بود که قومش از دیرباز در ولایت اران ، نواحی باکو، گنجه، دربند و بردعه میزیست. مقارن با هرج و مرجی که به مدت چند سال، به دنبال شکست و اسارت مرزبان به دست آل بویه، در قلمرو وی روی داد، و مدعیان مختلف از اطراف به جستجوی کسب قدرت برآمدند، او نیز بر ولایت اران یا قسمتی از نواحی دست یافت ی حدود 340 ﻫ / 951 م ی. هرچند حمایت مسلمین ولایت که بروز هرج و مرج ، تفوق آنها را بر سایر طوایف محل به مخاطرهای افکند و قدرت دیلمان اسماعیلی هم چندان برای آنها مطلوب نبود، اما همین اوضاع، نقش تعیین کننده و عمدهیی در تامین غلبهاش بر این نواحی داشت. به احتمال قوی رقابت دیرینه شاهزادگان ارمنی و گرجی نواحی مجاور نیز در نیل به مقصودش ، کمک قابل ملاحظهیی کرده است.
به هرحال محمد بن شداد در شهر دبیل دوین ارامنه قدرتی به دست آورد که تا حدی مایه تهدید متجاوزان نصاری در آن حدود شد. از این رو در بازگشت مرزبان به آذربایجان به رغم حمایت مسطوعه و غازیان این نواحی که از تجدید سلطه سالاریان اسماعیلی مذهب هم راضی نبودند، بیم و نا خرسندی بعضی امرای ارمنی نواحی مجاور ، به سالار مرزبان امکان داد تا با تحریک نصارای آن حدود، او را با معارضه با کفار درگیر کند، چنان که محمد بن شداد، نتوانست حتی شهر دبیل را هم حفظ کند، از این رو با فرار از آنجا ی 342 ﻫ / 953 م ی چندی بعد وفات یافت.
تثبیت قدرت شدادیان
بعد از او که تعدادی از خویشانش مدتی در پناه بعضی امیران نصرانی ارمنستان باقی ماندند، پسرانش ابوالحسن علی لشکری و مرزبان بن محمد، قسمتی از آنچه محمد بن شداد در اران به تصرف درآورده بود، دوباره از دست سالاریان انتزاع کردند ی حدود 360 ﻫ / 1 970 م ی و سالاریان که خود به تدریج قدرت محلی را از دست میدادند، ناچار شدند غلبه شدادیان را رد آن حدود به رسمیت بشناسند. غلبه شدادیان بر گنجه به وسیله برادر دیگر آنان، فضلون بن محمد و با حمایت و تشویق اکراد ولایت انجام گرفت که قلمرو خود را از جهت نصارای مجاور همواره در معرض تهدید میدید.اما فضلون با قتل برادر زادهاش محمد بن مرزبان که گویند در شکارگاه او را از پای درآورد، حکمرانی گنجه و نواحی مجاور را برای خود تا حدی بلا منازع کرد و به این ترتیب امارتش به مدت 48 سال بسط عدل و امنیت را در آن نواحی تا اندازهیی ممکن ساخت ی 422 374 ﻫ / 1031 984 م ی در عین حال، او به حکم شرایط محیط و به اقتضای توقع غازیان و مسطوعه که در آن حدود کثرت و قدرتی داشتند، بارها با امیران و طوایف ارمنی و گرجی در ولایت مرزی مبارزه کرد و با آن که گهگاه از آنها شکست خورد، سرانجام با غلبه بر آنها خراج سنگینی هم بدانان تحمیل نمود. فضلون به کار آبادانی هم علاقه زیادی نشان میداد. گویند پل بزرگ و زیبایی بر روی رود ارس احداث کرد که اگر هم از مقاصد نظامی خالی نبود ولی به توسعه بازرگانی در قلمرواش کمک شایانی کرد.
روزنامه ی ژیار