| ||
| حکومت های دیلمی(علويان ، آل زيار ، آل بويه ) | ||
| سرزمين هاي مازندران و گيلان امروزي، از لحاظ طبيعي به دو بخش جلگه اي و کوهستاني تقسيم مي شود. از قديم به قسمت کوهستاني گيلان، «ديلم» و به مازندران «طبرستان» گفته اند. | ||
دیلم و دیلمیان سرزمين هاي مازندران و گيلان امروزي، از لحاظ طبيعي به دو بخش جلگه اي و کوهستاني تقسيم مي شود. از قديم به قسمت کوهستاني گيلان، «ديلم» و به مازندران «طبرستان» گفته اند. در زماني که عرب ها به ايران حمله کردند، آن ها به علت وجود رشته کوه هاي بلند و جنگل هاي فراوان در سواحل جنوبي درياي خزر (گيلان و قسمتي از مازندران) نتوانستند بخشي از اين مناطق را فتح کنند. از قرن سوم هجري، اسلام در اين منطقه گسترش يافت و حکومت هايي به وجود آمدند. از آن جمله، حکومت هاي ديلمي بود. ديلمان از علويان طبرستان استقبال مي کنند. علويان طبرستان گروهي از بزرگان اولاد علي بن ابي طالب به نام ائمه ي علوي يا زيدي در طبرستان (مازندران ) قيام كردند. حسن بن زيد ملقب به داعي كبير در سال 250 هجري قمري در آن ناحيه ظهور كرد و عده اي از جمله افراد ناراضي و دست نشاندگان خليفه مانند طاهريان به حمايت از او برخاستند و او را تقويت كردند. داعي كبير مردم را به طرف داري از خاندان علي (ع ) دعوت مي كرد. داعی صغیر چهارمین حاکم دولت علویان طبرستان حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر بوده است مدت حکومت وی از سال 304 تا 316 هجری به مدت 12 سال ثبت شده است. قیام حسن بن قاسم بعد از مرگ سید ناصر کبیر (ناصرالحق) فرزند او سید ابوالحسین احمد ابومحمد، حسن بن قاسم را که شوهر دخترش بود از گیلان به طبرستان فراخواند و به فرمانروایی دولت علویان منصوب کرد. حسن بن قاسم از این زمان به داعی الی الحق یا داعی صغیر ملقب گردید پس از وي ، جانشينانش از جمله ، محمدبن زيد، ناصر كبير، حسن بن قاسم ملقب به داعي صغير و... به حكومت رسيدند و به دعوت مردم و نشر آيين تشيّع پرداختند. مركز حكومت آن ها شهر آمل بود. انقراض اين سلسله به دست سامانيان و آل زيار بوده است . معروف ترين سران علويان ، داعي كبير و ناصر كبير بودند. مركز حكومت علويان شهر آمل بود. آل زيار نخستين سلسله ي ديلميان را تأسيس مي کنند. دلایل انقراض حکومت علویان طبرستان الف) مرگ داعی صغیر: بعد از شکست داعی صغیردر جنگ با امیر سامانی در منطقه ری لشکریان به تعقیب وی پرداختند. داعی صغیر جهت حفظ جان به یک آسیاب پناه برد و در آنجا مخفی شد، اما در آن آسیاب کشته شد.(14) ابن اسفندیار طریقه کشته شدن داعی صغیر و انقراض حکومت علویان را چنین نقل می کند که در زمان غیبت داعی صغیر در طبرستان و حضور وی در ری، اسفار بن شیرویه یکی از سرداران امیر نصر سامانی از غیبت ایشان در طبرستان استفاده کرد. وی به طبرستان حمله برد و گرگان و سپس کل طبرستان را تسخیر کرد و بر آن مسلط شد. داعی صغیر نیز جهت مبارزه با ایشان به طبرستان بازگشت و در حین جنگ توسط برخورد تیر شخصی به نام مرداویج که یکی از یاران سردار سامانی بود کشته شد. با مرگ داعی صغیر، سال 316 را باید سال پایان حکومت علویان زیدی مذهب در طبرستان نامید چون دیگر پس از او با اختلافات شدیدی که بین بزرگان و سرداران درافتاد دیگر اقتدار قبلی به طبرستان بازنگشت و تقریباً تا سال 350 که حکومت به دست آل زیار (زیاریان) و آل بویه (دیلمیان ماهیگیر) افتاد و این منطقه دچار کشمکش و اختلاف گردید. ب) علل و عوامل سقوط دولت علویان طبرستان:
شاید بتوان عوامل ذیل را از مهمترین عوامل سقوط دولت علویان طبرستان دانست. این عوامل عبارتند از: 1) جنگهای گستردة علویان با سامانیان، طاهریان و عباسیان. 2) جنگهای دائمی علویان با حکام محلی . 3) همزمانی جنگهای علویان با یکدیگر. 4 ) عقیدة قیام به سیف که از عقائد زیدیه بوده و باعث اختلافات داخلی ایشان می¬شد. 5) حمله¬های مکرر ایشان به اطراف و گاهی مواضع دوردست که باعث تضعیف و صرف هزینة فراوان میشد. 6) نداشتن یک برنامة مشخص حکومتی. حكومت آل زيار مرداويج يا مردآويز فرزند زيار، جدش وردانشاه گيلاني است كه او را از اهل گيلان دانستهاند مرداويج براي لشكريان خود هزينههاي فراوان صرف ميكرد. به همين دليل، از اطراف سربازان بسياري به لشكر او پيوستند كه بيشتر آنها از افراد طايفه گيل و ديلم بودند. هنگامي كشورگشايي مرداويج در منطقه جبل، ماكان متحد پيشين خود را در گرگان و طبرستان گذاشته بود. از يك سو، مرداويج به خاطر فتوحات تازه و منشور خليفه احساس قدرت مي كرد و از طرف ديگر، بهانه اي براي بركناري ماكان فراهم شد. با تحريك مُطرّف – وزير مرداويج- به جنگ با ماكان در سال 321 ﻫ . ق پس از لشكركشي مرداويج به گرگان، ماكان به منطقه ديلم گريخت. اقدامات مردآویج (مرد آویز) مردآويج به حكومت ولايات مجاور خزر اكتفا نكرد و خيلي سريع توانست بخش زيادي از مغرب ايران و شهرهاي بزرگي چون اصفهان ، همدان ، ري ، قزوين و شيراز را به تصرف خود درآورد و سپاهيان خليفه ي عباسي را از آن مكان ها بيرون كند. بدين ترتيب دست خلفاي عباسي را از غرب ايران كوتاه كرد و زمينه ي سقوط آن ها را بنا نهاد. گرچه ظاهراً خود را حاكم خليفه مي خواند، ولي عملاً اعتنايي به آن ها نمي كرد و حتي خود را آماده ي حمله به بغداد مي كرد. وي اصفهان را پايتخت خود قرار داد و آرزو مي كرد كه حكومتي چون ساسانيان ايجاد كند. به همين خاطر بسياري از آداب و رسوم دوره ي ساسانيان را از نو احيا كرد. هجوم دشمنان، آل زيار را ضعيف مي کند. پس از مرگ مردآويج، برادرش وشمگير که حکومت ري را داشت، به سلطنت رسيد. وشمگير به معني گيرنده بلدرچين است. وشمگير برادر كوچكتر مرداويج، در ابتدا كشاورزي ساده بود كه به وسيله برادر، به كارهاي حكومتي داخل شد و در زمان مرگ برادر، والي ري بود. او با بيعت لشكريان مرداويج، به حكومت رسيد. دشمنان اين خاندان از شرق و غرب براي به دست آوردن حكومت آماده شدند. وشمگير، ابن وهبان قصباني را به سمت وزارت برگزيد و شيرج بن ليلي و بلقسم بانجين را براي نگهداري گرگان و طبرستان فرستاد. اميرنصر ساماني در همين سال (323 هـ . ق) به ابوعلي-سپهسالار خراسان- دستور داد تا از راه نيشابور به گرگان لشكر بكشد و از طرف ديگر به ماكان نيز دستور داد كه به سپاه ابوعلي بپيوندند. وشمگیر گرفتار زد و خورد با آل بويه و سامانيان شد و ري ، گـرگان ، اصفهان ، شيراز و طبرستان را از دست داد. سپس ، از ســامانيان ، عليه آل بويه كمك خواست . اما كاري از پيش نبرد تا اين كه درگذشت . بيستون پس از او پسرش بيستون به حكومت رسيد و بعد از آن برادرش قابوس بن وشمگير ملقب به شمس المعالي حكومت را در دست گرفت . وي معروف ترين فرد اين سلسله مي باشد. آرامگاه وي در گنبد كاووس است . آل زيار توسط غزنويان از بين رفتند . بيستون پسر ارشد وشمگير در هنگام مرگ پدر در طبرستان و قابوس پسر دوم، همراه وشمگير بود. سران لشكر از جمله ابوالحسن سيمجور سپهسالار خراسان، ابتدا با قابوس بيعت كردند، اما بيستون با شنيدن خبر مرگ پدر، از طبرستان به گرگان آمده، جانشين پدر شد. در آغاز با مشكل هزينه لشكركشي سامانيان مواجه بود. امير منصور ساماني آذوقه لشكريان را به عهده وشمگير گذاشته بود و حال كه لشكر در حدود دامغان به سر مي برد، خواستار هزينه لشكركشي از بيستون شدند. بيستون خدعهاي به كار برد. لشكريان كه آذوقه اي نداشتند، پراكنده شده و برگشتند. بيستون با آلبويه از در دوستي درآمد و ركنالدوله با ارسال مال و لشكر او را حمايت كرد. بيستون با دختر عضد الدوله ازدواج كرد تا به اين وسيله، اتحاد خود را با آل بويه تحكيم بخشد و توانست حدود ده سال بدون مشكل بر گرگان و طبرستان حكومت كند. در سال 360 ﻫ .ق عضدالدوله از خليفه بغداد براي بيستون خلعت و لوا و منشور در خواست كرد و خليفه منشور حكومت ولايت گرگان و طبرستان را فرستاد و او را به ظهيرالدوله ملقب كرد آرامگاه قابوس بن وشمگير هنگامي كه مردآويج مغرب ايران را فتح مي كرد، سه برادر از خاندان بويه از سرداران او بودند كه به سرعت پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري پشت سر گذاشته و توانستند براي خود جاه و مقامي كسب كنند. آن ها پسران ماهي گيري به نام بويه از اهل گيلان بودند. نام آن ها «علي ، حسن و احمد» بود كه پس از به قتل رسيدن مردآويج حكومت مستقلي به نام آل بويه تأسيس كردند. علي بر فارس چيره و حاكم شد. حسن ، ري و كاشان و اصفهان و همدان را گرفت و بر عراق عجم حكومت يافت . احمد، كرمان را تسخير كرد و بعد هم بغداد را گرفت . آن ها دشمن خلفاي عباسي بودند. وقتي احمد بغداد را تصرف كرد، خليفه را به زندان انداخت . آن ها قصد داشتند كه دولت عباسيان را منقرض كنند. اما چون خليفه ي عباسي حاضر به اطاعت از آل بويه شد، منصرف شدند. خليفه احمد را (معزالدوله )، علي را (عمادالدوله ) و حسن را (ركن الدوله ) خواند و به اطاعت آن ها گردن نهاد. پسران بويه (علي ، حسن و احمد) سلسله ي آل بويه را تأسيس كردند. آل بویه، دومين سلسله ي ديلميان را تأسيس مي کنند. آل بویه از خاندان اصیل ایرانی و شیعی مذهب ساكن منطقه دیلمان ایران بودند كه جد آنها ابوشجاعِ بویه پسر فنا خسرو دیلمی است و نسب آنها به بهرامگور ساسانی میرسد. ابوشجاع سه پسر به نامهای علی، حسن و احمد داشت كه همراه پدر در دورۀ تسلط حاكمان آل زیار بر طبرستان به خدمت آنها درآمدند و در دورۀ ضعف خلافت عباسی ادعای استقلال كرده و بغداد را تصرف كردند. آنان با نگهداشتن ظاهری از خلافت عباسی از سال 322 تا 447 به حكومت بر قلمرو خلافت در سه شعبه دست یافتند. الف- آل بویۀ فارس مؤسس سلسلۀ آل بویه، عماد الدوله علی میباشد. او ابتدا نمایندۀ مرداویج زیاری بود بعد به اصفهان رفت و مظفربن یاقوت را شكست داد. از آنجا به خاطر ترس از مرداویج به فارس رفت و شیراز را تصرف كرد. سپس برادرش حسن را به تصرف عراق و برادر دیگرش احمد را به تصرف كرمان فرستاد، ولی احمد چون در كرمان موفق نشد به جانب بغداد رفته در سال 334 بر خلیفه مستكفی استیلا یافت. او بر خود عنوان امیرالامراء برگزید و خلیفه به او لقب معزالدوله داد و به حسن ركنالدوله، و علی را عماد الدوله خواند. بعد از احمد عضدوالدوله به حكومت رسید. او كرمان را از سامانیان گرفت و به بغداد لشكر كشید و عزالدوله بختیار را كشت و بر بغداد مسلط شد. بعد از عضدالدوله پسرش شرف الدوله به حكومت فارس رسید و بر بغداد هم تسلط یافت سپس پسرش بهاء الدوله به جای او نشست. بعد از بهاء الدوله پسرش سلطان الدوله و سپس ابوكالیجار و پسرش ملك رحیم به ترتیب به حكومت رسیدند ولی قلمرو آنها مورد هجوم سلجوقیان قرار گرفت و طُغرل سلجوقی در سال 447 وارد بغداد شد و ملك رحیم را دستگیر كرد و به حكومت آل بویه پایان داد.
ب- آل بویه عراق پایهگذار آل بویۀ عراق، خوزستان و كرمان، معزالدوله احمد است. او در سال 334 بغداد را تصرف كرد و مستكفی را از خلافت عزل و مطیع را به جای او نشاند و دستور لعن معاویه، عایشه و خلفای سه گانه را صادر كرد. آل بویه عراق هم مانند فارس توسط سلطان طغرل سلجوقی سقوط كردند.
ج- آل بویۀ اصفهان، ری و همدان بنیانگذار آل بویه اصفهان، ری و همدان، ركن الدوله حسن است. او به كمك برارش علی، اصفهان و ری را از وشمگیر حاكم زیاری گرفت و سامانیان را در تصرف ری ناكام گذاشت. ركن الدوله در هنگام مریضی قلمرو خود را بین فرزندانش تقسیم كرد. اصفهان را به مؤید الدوله، همدان و جبال و ری و طبرستان را به فخرالدوله و فارس، كرمان و اهواز را بنابر وصیت برادرش علی به عضدالدوله داد و برادران را به اطاعت از عضدالدوله فرا خواند. بعد از حسن پسرش مؤید الدوله در اصفهان به حكومت رسید و بر گرگان و طبرستان نیز مسلط شد. قابوس، حاكم زیاری، را شكست داد. او صاحب بن عبّاد را كه فردی با تدبیر و دادگر و عالم بود. به وزارت برگزید در اواخر همدان و ری را فخرالدوله گرفت و فخرالدوله به سامانیان در خراسان پناهنده شد ولی با مرگ مؤید الدوله بار دیگر به حكومت بازگشت و پس از از فخرالدوله پسران خردسال او به حكومت رسیدند و چون توان ادارۀ امور نداشتند، اختلال در امور پدید آمد. اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران در دورۀ آل بویه دورۀ آل بویه دورۀ درخشش علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام است. این خاندان شیعی ایرانی نقش مهمی در حفظ و گسترش میراث حدیثی، فقهی و كلامی شیعه در ایران و عراق ایفا كردند و به تحكیم پایهها و مبانی تشیع امامیه و ترویج آن پرداختند. دانشمندان، متكلمین، محدثین، فقیهان، و مفسرین بزرگی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، سیدرضی، شیخ صدوق و.... تربیت یافتند و با تشكیل جلسات مناظره به شبهات كلامی و فقهی پاسخ دادند. آل بویه به تأسیس مراكز علمی و كتابخانهها و بنای بیمارستانهای به ویژه در شیراز و بغداد پراختند و برای تسلط بیشتر بر اوضاع قلمرو خلافت و ترویج تشیع، اقدامات اجتماعی و فرهنگی در خور توجهی انجام دادند. در زمان آل بویه قبور ائمه شیعه مورد توجه قرار گرفت. مشاهد كاظمین، كربلا و نجف را بازسازی كردند و برای ترویج سنت زیارت به اهدای نذورات، موقوفات و ایجاد تسهیلات برای زائرین پرداختند. اقدام مهم دیگر آنها برگزاری جشن عید غدیر بود كه همراه بود با برگزاری نماز عید و آذینبندی شهر و برگزاری مراسم جشن ایرانی که هر ساله برگزار میشد. علاوه بر این سوگواری عاشورا و محرم را در قالب مقتل خوانی و مرثیهخوانی و تشكیل دستههای عزاداری با پوشش سیاه را پایهگذاری كردند. اميرعضدالدوله ديلمي در زمان عضد الدوله، شيراز داراي هشت دروازه به نام هاي استخر، سلم، كوار، فهندژ، شوشتر، غسان، منذر و بند آستانه بوده است. محل دروازه ها يعني دروازه استخر (دروازه اصفهان)، سلم (دروازه شاه داعي)، دروازه كوار (دروازه قصابخانه)، دروازه فهندژ (دروازه سعدي)، دروازه شوشتر (دروازه كازرون)، غسان (دروازه باغشاه)، دروازه منذر (دولت، كل شيخ ابوذرعه – منتهي اليه خيابان لطفعلي خان زند)، دروازه بند آستانه (بيضا – كل مشير كنوني) كاملا مشخص است. او در خارج از دروازه استخر و در بيرون شهر گنبدي ساخت كه به گنبد عضد معروف شد و نام كنوني آن گهواره ديد است. وي همچنين سد محكمي روي رود كر ساخت كه به "بند امير" مشهور است. بناي نخستين بقعه علي بن حمزه و دروازه قرآن از ساخته هاي امير عضدالدوله ديلمي است. فراز کوه چهل مقام شيراز، روبروي دروازه قرآن چهار طاقي با چهار ستون خودنمايي ميکند که بر فراز آن گنبد مخروطي شکلي وجود دارد که آن را گهواره ديد و برخي گهواره ديو ميخوانند.گهواره ديد بنا به دستور عضدالدوله ديلمي جهت تسلط بر ورودي شهر شيراز، حفاظت از شهر و ديده باني، روشن کردن آتش و علامت دادن ساخته شد و مصالح به کار رفته در آن نيز از سنگ تراش نخورده و ساروج است ين گنبد درسمت چپ تنگ الله اكبر و برفراز كوهستان شمالي شيراز ازدور بهچشم ميخورد. بناي آن بهچهارطاقيهاي دوران ساساني كه معمولاً آتشكده بودهاند شباهت زياد دارد. قوسهاي زير گنبدش بيضي شكلاند و شايد همين يك نكته دال بر ساساني بودن آن باشد ولي گنبد آن كه ممكن است درابتدا مانند چهارطاقيهاي دوران ساساني بيضي شكل بوده احتمالاً خراب شده و دردورههاي بعد آنرا بهصورت ديگري تعمير كردهاند. مردم شيراز اعتقاد دارند كه اينبنا درزمان عضدالدوله ديلمي ساخته شده و آنرا «گهواره ديو» مينامند ولي مدرك قابل اطميناني براي اثبات اين ادعا دردست نيست. بعضيها عقيده دارند كه مقصود از گهواره ديو «گهواره ديد» است كه پناهگاهي براي ديدهبانان بوده است تصور ميرود امكان داشته باشد كه درزمان حكومت عضدالدوله يا حكومتهاي ديگر ازاين بنا براي ديدهباني راه اصفهان به شيراز و تنگ الله اكبر استفاده كرده باشند. ![]() اقدامات امیر عضدالدولهی دیلمی عضدالدوله معروف ترين امير آل بويه بود. وي كارها و خدمات زيادي را انجام داده است ؛ از جمله : - آبادي بغداد و تأسيس بيمارستان عضدي در آن جا؛ - در فارس بر رود كُر، ميان شيراز و استخر، بند معروف امير را احداث كرد.؛ - رونق دادن كشاورزي و كشت مزروعات قديم (برنج )؛ - توسعه بخشيدن پايتخت خود (شيراز)؛ - توجه داشتن به عُلما و دانشمندان و مورد احترام قرار دادن آن ها. تذکر: عضدالدوله به واسطه ي شدت مرض صرع جهان را بدرود گفت . وي شيعي مذهب بود. جنازه ي او را در جوار حرم علي بن ابي طالب (ع ) به خاك سپردند. بهاءالدوله : بعد از عضدالدوله ، جنگ خانگي بين سه پسر وي شروع شد. در همين زمان ، عموي آن ها از وضع آشفته سوءاستفاده كرد و در اصفهان ، ري و همدان حكومت خود را پايه گذاري نمود. مبارزه ي سه پسر عضدالدوله با پيروزي بهاءالدوله (يكي از پسران ) خاتمه يافت . اما جنگ هاي پي درپي خانگي و سستي روابط سياسي و اقتصادي ، موجب انقراض كامل دولت آل بويه شد. سلطان محمود غزنوي ري ، همدان و اصفهان را تصرف كرد و ديگر تصرفات آل بويه را بعدها سلجوقيان به تصرف خود درآوردند. | ||


روزنامه ی ژیار